ادامه مطلب
راستش این روزها یک جوریم شده. دست خودم نیست. هی زودْ زودْ
دلم برات تنگ میشه. انگار نه انگار همین دیروز بود که...
ادامه مطلب
سیاهمشق ۱۳
شبیه حوض گلآلودهایست چشمانم
که مدتیست که عکس ماه
به روی آن نیفتادهست
گلایه ندارم
اگر در انتظار گُل روی ماه
گُل از گُلم نشکفت
اگرهمیشه ز حوض حزین چشمانم
غریو گریه آمده است
اگر شکسته شد دل دیوانهام
دلی که به قصد تماشای ماه، نیمهشبان
به اوج کوههای غم خود روانه شده
و در فراق نگاه همیشه روشن ماه، گریان شد
به شکل اشک درآمد دلم
چکید و در مسیر گونۀ...
سیاهمشق ۱۲
سرشارترین شعر خدایی؛
زینب
اسطورۀ طاقت و حیایی؛
زینب
تو زینت نقطههای بسمالله
وُ
تفسیر فصیح کربلایی؛
زینب
چهارشنبه 17
تیر 1388
سیاهمشق ۱۱
آهنگ حزین "باز
باران" در شب
دلتنگی ناگزیر انسان در
شب
آغازگر قصۀ ما؛ بغضی تلخ
با گریه گرفته بود پایان
در شب
یکشنبه 7
تیر 1388
لبریزم از صدای نهانی که
در من است
از لحظه های
پُر هیجانی که در من است
سرشارم از نگاه پر از مهر آفتاب
از روشنا و نور و نشانی که در من است
در من هزار رود به جریان رسیده است
زیباست امتداد روانی که در من است
قلبم شبیه موج تپش...
سیاهمشق ۱۰
لبخند و ترانه از لبانت جاریست
جز آیۀ عاشقانه در چشمت نیست
از یاد ببر مرا؛ تو گفتی، امّا
زیباتر از این عشق در این عالم چیست؟
جمعه 5 تیر 1388
خاطرات یک دیوانه ۵
الدنیا دار ممرِّ لا دارَ مقرّ
از دل سرودخواندنت سخت است. بر سنگها میکوبی و سنگین میخوانی. میخروشی و بانگ سَر میدهی: "آی درختها! اینجا، جای قرار نیست، جای رفتن است. در خود نمانید. بروید؛ آنچنان که باد، آنچنان که من.". بیچاره جنگل که میماند و چارهای جز ماندن ندارد. بیچاره جنگل که هیچگاه چشمان دریا را ندیده است.
ای رود! خوب میدانم که از ق...